مؤلف مجهول
111
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
الحمد لله ! و باز « 1 » گفت : الحمد لله ! و ديگر بار گفت الحمد لله ! و كلمهء طيبه و شهادت تجديد كرد ، آنگاه برخاست و سه چرخ پىدرپى رفت ، و در آن اثناء اين شعر بگفت : قطره به دريا چكيد گم شد و خود را نديد * طاير روح القدس پردهء خجلت دريد مرغ سحرخيز من منزل اعلى گرفت * ساكن فردوس شد آنكه به مقصد رسيد مرغ دلارام را نيك بكن تربيت * گر بود اشكسته پر چون بتواند پريد محرم درگاه شد آنكه به ميثاق « 2 » رفت * ضايع اوقات گشت آنكه به او نگرويد « 3 » عاشق مسكين ستق رفت ز دار الفنا * كنج رياضت گرفت گوشهء خلوت گزيد و جان به حق تسليم كرد . روز دوشنبه نيمروز بروجه سنت از دار الفناء به دار البقاء رحلت نمود . خبر به اطراف فرستادند ، مردم بهفور « 4 » جمع آمدند و وصيت به جاى آوردند و جنازهء آن « 5 » بزرگوار را برداشتند تيمنا و تبركا . و نماز آن بزرگوار را دويست ولى كامل و هشتاد دانشمندان « 6 » ماهر ، و بيست و دو هزار غازى ، و پانزده هزار از « 7 » مردم رسمى ادا كردند ، و در قبرش نهادند . بزرگوار قدس الله تعالى روحه در قبر سر برداشت و بنشست « 8 » و به آواز بلند گفت : « رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ » [ المؤمنون : 29 ] آنگاه به رسم موتى پهلو به زمين نهاد و مواجه « 9 » قبله آسود . در تاريخ چهارصد و بيست و نه در مشهد مقدسهء بلدهء كاشغر صانها الله تعالى عن الآفات « 10 » و الضرر واقع شد . و بعضى چنين گويند كه جنازهء حضرت سلطان را كه برداشتند ، شترسوارى پيدا شد نقاب بر رو كشيده ، و جنازه را از كتف حاملان بگرفت و غايب شد . و بعضى گويند كه بزرگوار زندهء غايب شد . اما قول اول « 11 » معتبر و اصح است . شب اول يكى از غازيان و سه كس از دانشمندان و دو كس از ساير ناس در خواب ديدند كه به سلطنت پادشاهى به لشكر عظيم پيكار « 12 » دارد . پرسيدند : اى بزرگوار ! حال چيست ، و خداى جهاندار با تو چه كرد ؟ بزرگوار گفت : اى ياران ! همان دولت عنايت كرد كه در دنيا كرده بود مع زيادتى كه سه چندان . اى غازى ! به دوستان ما مژده برسان « 13 » كه ما را منزلت آخرت ميسر شد . آن كنند كه ما كرديم ، و
--> ( 1 ) - ت : و ديگر بار ( 2 ) - ب : به مشتاق ( 3 ) - الف ، ب : نگرديد ( 4 ) - ب ، ت : بالفور ( 5 ) - ب : اين ( 6 ) - ب ، ت : دانشمند ( 7 ) - ب : - از ( 8 ) - ب : - و بنشست ( 9 ) - ب : به زمين نهاده مواجه ( 10 ) - ت : على الآفات ( 11 ) - ب : - اول ( 12 ) - ب : - پيكار ، ت : شكار ( 13 ) - ب : مژده رسانيد